یک شرکت خدمات دیزل با چندین شعبه می تواند یک مشکل غیرمنتظره را ایجاد کند: هر کارگاه ممکن است نام متفاوتی برای همان پمپ سوخت فشار بالا VDO استفاده کند.
در یک سناریوی نمایندگی خدمات چند شعبه در بحرین، یک شعبه با شماره 5WS جستجو شد، دیگری از یک شماره OE استفاده کرد، در حالی که سوم بر یک نام مستعار داخلی تکیه کرد.
نتیجه این بود که داده های خرید قطعه قطعه شده بود.
شاخه های مختلف می توانند یک پمپ را به عنوان:
همه این توضیحات می توانند مفید باشند، اما بدون یک سوابق اصلی مشترک ممکن است به نظر می رسد محصولات جداگانه باشند.
شبکه خدمات زمینه های مشترک را ایجاد کرد.
شماره 5WS
شماره A2C
مرجع تولید کننده خودرو
خانواده موتور یا کد
شناسه سهام تحت کنترل شرکت.
شعبه ها هنوز می توانند از توضیحات محلی استفاده کنند، اما همه سوابق به همان هویت فنی مرتبط هستند.
استاندارد سازی داده های اصلی به این معنی نیست که هر مرجع مرتبط تحت یک محصول قرار دارد.
شرکت این موارد را متمایز کرد:
این مانع از پاکسازی داده ها از تبدیل شدن به یک لیست تبادل نادرست شد.
بدون داده های مشترک، شعبه ها می توانند به طور مستقل:
یک ساختار مرجع مشترک باعث می شود ارتباط بین کارگاه، انبار و تیم های خرید آسان تر شود.
سفارش تعمیر می تونه ثبت کنه:
وسیله نقلیه → موتور → مرجع VDO نصب شده → جایگزینی تایید شده → SKU داخلی
سپس خرید از همان زمینه های فنی هنگام سفارش استفاده می کند.
این یک مسیر منسجم از تشخیص کارگاه تا تهیه قطعات را ایجاد می کند.
اگر شرکت همچنین یک وب سایت مستقل را نیز اداره کند، همان داده های اصلی می توانند صفحات محصول را پشتیبانی کنند.
میدان های قابل جستجو باید شامل موارد زیر باشند:
این تفاوت بین اطلاعات داخلی و اطلاعات عمومی محصول را کاهش می دهد.
آیا هر شعبه باید دقیقاً از یک نام مستعار محصول استفاده کند؟
لزوماً نه، اما همه توضیحات باید به داده های مشترک فنی مرتبط باشند.
آیا یک SKU می تواند چندین مرجع داشته باشد؟
فقط وقتي که رابطه ها بررسي شده باشه
مهم ترین رشته داده های اصلی چیست؟
هیچ زمینه ای کافی نیست؛ VDO، OE و داده های موتور با هم کار می کنند.